|
آموزشگاه ابتدایی ادیب دامنه
|
||
|
آموزشگاه ابتدایی ادیب دامنه |
زمينه سازي هاي يک انقلاب رواني
دکتر حسام فيروزي*
امروزه براي استفاده صحيح از وسيله يي که خريداري مي کنيم، نيازمند مطالعه دفترچه راهنما يا کاتالوگ آن هستيم تا چه رسد به کارهايي از قبيل رانندگي با وسايل نقليه يا استفاده از رايانه که کمي پيچيده تر هستند که نه تنها بايد آموزش ديد و مهارت هاي لازم را به دست آورد، بلکه گواهينامه آن را نيز بايد دريافت کنيم.
شايد در دنياي سنتي گذشته نياز به آموزش در اين حد و اندازه نسبت به امروز چندان احساس نمي شد، ولي واقعيت دنياي مدرن اين است که به دليل تعدد و گوناگوني پديده ها، آموزش و تعليم آن هم به روش هاي نوين و علمي به شدت احساس مي شود و ما بدون گذراندن دوره هاي يادگيري لازم يا عملاً قادر به ادامه زندگي نخواهيم بود يا شديداً دچار مشکل خواهيم شد در دهه هاي اخير جامعه انساني دستخوش تغييرات بسياري شده و تربيت کودکان براي والدين بسيار دشوارتر از نسل هاي گذشته شده است. شايد يکي از دلايل آن، اين باشد که خانواده هاي گسترده که در آن چندين نسل در کنار يکديگر زندگي مي کردند، جاي خود را به خانواده هاي کوچک داده اند. از اين رو تعداد افرادي که از کودکان مراقبت مي کنند، کاهش يافته است. همين طور حضور چشمگير مادران در امور جامعه و از همه مهم تر وجود انواع و اقسام وسايل ارتباط جمعي از تلويزيون و ماهواره گرفته تا اينترنت و... را نيز مي توان از دلايل آن به شمار آورد. اگر مهم ترين دستاورد يک ازدواج را فرزندان حاصل از آن در نظر بگيريم با توجه به نياز آموزش در زمينه هاي مختلف، تربيت کودک نيز از اين قاعده کلي مستثني نخواهد بود. طبق بررسي هاي علمي به اثبات رسيده است که بيش از 60 درصد شخصيت رواني انسان در شش سال اول تولد شکل مي گيرد و اين نشان دهنده اهميت اين بخش از زندگي انسان است. هرچند تربيت فرزند امري است مستمر، اما اين شش سال از مهم ترين و بنيادي ترين دوره هاي حيات هر فرد به حساب مي آيد. مهم تر اينکه پدر و مادر بايد به خوبي بخش هاي زندگي فرزندشان را شناخته و بدانند چگونه با کودک خود رفتار کنند تا نه تنها آسيبي به او نرسانند بلکه شخصيت سالمي به لحاظ روان در کودک خود به وجود آورند و در رسيدن به بلوغ رواني - عاطفي، او را ياري رسانند. در واقع دوران کودکي نامناسب و روابط معيوب والدين و کودک، خاستگاه بسياري از آسيب هاي رواني است و براي جلوگيري از صدمات رواني نسل هاي بعد نيز آموزش والدين ثمربخش خواهد بود. به همين دليل است که به اعتقاد بسياري، زمان آن رسيده که پس از اين همه انقلاب (از سياسي گرفته تا فرهنگي، صنعتي و اقتصادي) و... آستين ها را براي يک انقلاب رواني در جهان بالا بزنيم.
آسيب هاي رواني همانند يک ميراث شوم از نسل هاي متمادي به ما رسيده است، اما تضاد قابل لمسي وجود دارد چرا که دنياي مدرن امروز در کل به کودکان بسيار اهميت مي دهد، اما نسبت به آموزش والدين براي پرورش و رشد و سلامت رواني فرزندان بي توجهي مي کند.


وجود انگیزه در افراد مختلف متفاوت است. دانش آموزان یک کلاس را در نظر بگیریم دانش آموزی که توان ذهنی بالاتری دارد در مقایسه با دانش آموزی که توان ذهنی پایین تری نسبت به او دارد لزوما پیشرفت تحصیلی بهتر و مطلوب تری ندارد، چرا؟ دلیل آن میزان انگیزش می باشد که میزان بالاتر انگیزش در یک دانش آموز باهوش کمتر باعث پیشرفت تحصیلی بهتر نسبت به دانش آموز باهوش بیشتر ولی با انگیزه کمتر می شود. بنابراین وجود و میزان انگیزش جهت یادگیری خصوصا در مورد دانش آموز اختلال یادگیری حائز اهمیت بسیار است.
نکته قابل توجه اینکه حفظ انگیزه این دانش آموزان اهمیت بیشتری نسبت بوجود آمدن یا افزایش انگیزه دارد، چرا که انگیزش و پیشرفت تحصیلی اثر متقابل بر یکدیگر دارند به طوری که انگیزش بالا منجر به تلاش بیشتر جهت یادگیری و در نتیجه پیشرفت تحصیلی می گردد و پیشرفت تحصیلی نیز باعث ایجاد انگیزه بیشتری می شود.
بنابراین حفظ انگیزش دانش آموز مبتلا به اختلال یادگیری با توجه به این که وی احتمالا پیشرفت تحصیلی پایین تری از متوسط کلاس خواهد داشت از نکات مهمی است که باید مورد توجه معلم قرار گیرد. برای رسیدن به چنین هدفی معلم می تواند نکات زیر را مد نظر قرار دهد:
1- ایجاد موقعیت هایی که دانش آموز اختلال یادگیری توانایی ابراز وجود داشته باشد. برای این منظور بهتر است در پرسش و پاسخ کلاسی، قبل از خواندن هر سوال نام دانش آموزی که قرار است پاسخ سوال را بدهد اعلام کنیم و در این موقعیت فرصت برابر برای این دانش آموزان فراهم آوریم و گاهی سوالاتی که اطمینان داریم که قادر به پاسخگویی می باشند، از آنها بپرسیم. در صورت تداوم این روش دانش آموز ضمن تقویت اعتماد به نفس و احساس شایستگی تلاش بیشتری را جهت موفقیت در پاسخ دهی کلاسی خواهد کرد و معلم نیز فرصت های تشویق کلامی و غیرکلامی را برای همه دانش آموزان به دست خواهد آورد.
2- توجه داشته باشیم که انتظار ما بایستی متناسب با توانایی دانش آموز باشد چرا که انتظار بیش از توان دانش آموز باعث ناکامی و تحقیر وی و انتظار کمتر از حد نیز باعث دلزدگی وی از آموزش خواهد گردید. چنانچه ملاحظه می شود انتظار کمتر از حد داشتن از دانش آموز ضمن اینکه انگیزه جهت تلاش بیشتر را از دانش آموز سلب می کند همچنین ممکن است نگرش دانش آموز را نسبت به معلم به عنوان ساده انگاری یا سهل انگاری تغییر دهد.
3- از بوجود آمدن موقعیت هایی که موجب رقابت در دانش آموزان می گردد بایستی اجتناب شود. پاسخ دهی کلامی به سوالات معلم، نتیجه نمرات کلاسی و امتحانی شاخص ترین عوامل در ایجاد یا تداوم رقابت کلاسی بین دانش آموزان می باشد که در چنین مواردی معلم باید برخوردی متناسب با سطح توانایی دانش آموزان داشته باشد. به عنوان مثال ممکن است در بررسی و ارزیابی دانش آموزان در درس ریاضی اهمیت بیشتری به نمره پایین تر دانش آموز الف بدهد و نیز اهمیت کمتری به نمره بالاتر دانش آموز ب.
4- با در نظر گرفتن تفاوت های فردی دانش آموزان از لحاظ توان ذهنی، قدرت و سرعت یادگیری و ملاک ارزیابی معلم بایستی براساس تلاش دانش آموز باشد نه نمره دریافتی وی. مخصوصا در رابطه با دانش آموزان اختلال یادگیری که شانس کمتری در رقابت با اکثر دانش آموزان کلاس دارند معلم می تواند سطح انتظارش را به جای مقدار نمره به میزان تلاش وی معطوف دارد. در اینجاست که دانش آموز بر میزان تلاش خویش خواهد افزود و نمره اهمیت کمتری خواهد داشت که این نوع برخورد هم از نظر تحصیلی و هم به لحاظ رفتاری و روانی به نفع دانش آموز خواهد شد.
5- حتی الامکان سعی گردد در آموزش از روش های مجسم و عینی و هم چنین مثال های ملموس و متنوع استفاده گردد و دانش آموز تنها شنونده نباشد بلکه فرصت ابراز وجود و اظهار نظر داشته باشد. در چنین شرایطی است که دانش آموز با دقت و توجه کافی آموزش را دنبال کرده و حداکثر نتیجه عاید وی خواهد شد.
روش واحد تجربی
روش واحد تجربی که یکی از جدید ترین روش های آموزشی است، هنوز کاملا عمومی نشده است ؛ زیرا اجرای آن مستلزم تحولی در برنامه مدارس وتربیت معلم است. در این روش ، ارتباط موضوع وفعالیت های افقی وعمودی است ونقطه اصلی ومرکزی فعالیت رغبت وتجارب قبلی فراگیراست . همکاری مشترک بین فراگیران ، معلمان ومعلم وشاگردان از اهمیت خاصی برخوردار است ؛ بنابراین ، در هر واحد تجربی ، در تمام مراحل کار باید همکاری نزدیک به وجود آید واز همه مهمتر اینکه شاگردان فقط یاد نمی گیرند که یک مساله را حل کنند ، بلکه پیوسته به مسائل فراوان ومتنوع راغب می شوند .
نمونه ای از یک واحد تجربی : اهمیت آب در زندگی
بااین روش ، ابتدا مبدأ آب را در برف وباران می توان مطالعه کرد . این مبحث شامل تغییرات درجه حرارت ورطوبت وعلم آمار باران است. پس از آن استفاده بخارآب ،آب ویخ بررسی می شود. در مبحث بخارآب، توسعه دیگ های بخاروگرم کردن به وسیله بخار آب وغیره را می توان مطالعه کرد. در بحث یخ ، موضوع انجماد وسرد کردن ورودخانه های یخی وتوده های یخ شناور به میان می آید . در مورد آب ، تجربیات متعددی را می توان نام برد؛ از قبیل آب آشامیدنی ، میکروب های بیماری زا ، حمل ونقل به وسیله آب رودخانه ها ، دریا ها واقیانوس ها ، باران ، آبیاری ، محصول ، اهمیت آب در پرورش گیاه ودرخت وکشاورزی ، شستشو ،نظافت ، سیل ، محافظت آب ها وزمین ، تلمبه ها وفشار جو.
به این ترتیب ، می توان مطالب مفیدی را نظیر آنچه در بالا ذکر شد انتخاب کرد وبا کمک مربیان ومعلمان رشته های مختلف وشاگردان به مطالعه آن ها پرداخت واطلاعات مورد نیاز را از راه مطالعه کتاب های مختلف ، گرد ش های علمی ،تجربیات روزانه ومشاهدات شاگردان به دست آورد . در این مطالعات ،هر گروهی از شاگردان ممکن است یکی از مباحث را انتخاب کنند ونتیجه کار خود را برای دیگران گزارش دهند .جزوه ها وبرنامه هایی که تهیه می شوند ، برای واحد های بعدی نیز مفید خواهند بود. در پایان، شاگردان ومعلمان به کمک یکدیگر ارزش کار واحد مورد مطالعه را تعیین خواهند کرد. به این ترتیب، شکل یک واحد تجربی درباره آب از حدود مصنوعی درس وکتاب تجاوز کرده، ارتباطات طبیعی علوم را به طریقی پر معنی روشن می سازد .
روش مساله ای
روش مساله ای ، آماده کردن فراگیر است برای زندگی ؛ زیرا زندگی یعنی مواجه شدن با مسائل وکوشش برای حل آن ها .در این روش ، فعالیت های آموزشی به گونهای تنظیم می شود که در ذهن فراگیر مساله ای ایجاد شود واو علاقه مند شود که با تلاش خود راه حلی برای آن مساله پیدا کند.روش مساله ای ممکن است به صورت فردی یا گروهی اجرا شود. البته باید توجه داشت که روش مساله ای با روش های سنتی کاملاً فرق دارد.در این روش ،به هیچ وجه ،به معنی پرسش وپاسخ یا حل تمرین نیست ؛مثلاً این سوال که«برای مفروش کردن یک آپارتمان با زیر بنای 125متر مربع وبا فرشی که هر متر مربع آن حدود 50هزار ریال است ،چقدر هزینه لازم است ؟» به هیچ وجه مساله تلقی نمی شود ؛ زیرا این سؤالی است که تنها احتیاج به محاسبه دارد ، ولی اینکه :« یک آپارتمان سه اتاق خوابه را با 50هزار تومان مفروش کنید » یک مساله است ، زیرا حل آن احتیاج به انواع اطلاعات درباره ی وسایل ، ابعاد ونوع اتاق ها ، قیمت ها وسلیقه های فردی دارد . در مثال اول ، پاسخ را می توان به وسیله ی اطلاعات داده شده بدست آورد ، در حالی که در مثال دوم ، پاسخ مشخص است وشاگردان باید راه حل را کشف کنند . مثال اول مساله ای است ذهنی وچندان ارتباطی با زندگی ندارد ، ولی دومی هدف دارد وکاملاً مرتبط با زندگی واقعی است .
منبع : روشها وفنون تدریس / دکتر حسن شعبانی چاپ هفدهم پاییز 1382
منابع تعیین هدف های آموزشی
درباره منابع و چگونگی تعیین هدف های آموزشی ،صاحبنظران دید گاههای مختلفی ارا ئه داده اند.روانشناسان تربیتی،کودک ونیاز مندیهای او رامحور تعیین هدفهای آموزشی می دانند.آنان هر گونه فعالیت آموزشی راخارج از نیاز،علاقه،رغبت وگرایش و توانمندی کودکبی ثمر می دانند،در حالی که جامعه شناسان و سایر صاحبنظران علاقه مند به حل مسائل ومشکلات اجتماعی معتقدند اطلاعاتی که در نتیجه تحلیل مسائل جامعه حاصل می شود باید منبع اصلی تعیین هدف های آموزشی قرار گیرند.به نظر ابنان ،مدرسه-که یک نهاد اجتماعی است –به منظور کمک به کودکان ونو جوانان،در مقابله موثر با مسائل جدی زندگی در جامعه به وجود آمده است؛بنابراین،ابتدا باید مشکلات اجتماعی مشخص شودو سپس بر اساس آن مشکلات ، هدفهای آموزشی پیش بینی وتعیین شود تا مدرسه بتواند معلومات ،مهارتها وشیوههای رفتار لازم را برای مقابله با مشکلات اجتماعی د رشاگردان به وجود آورد. فیلسوفان تربیتی عقیده دارند که ارزشهای اساسی زندگی به وسیله ی آموزش وپرورش از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود .آنان مدرسه را عامل اصلی انتقال این ارزشها می دانند ومعتقدند که این ارزشها در نتیجه ی مطالعات عمیق فلسفی مشخص می شود . پس ،از نظر آنان منبع اصلی تعیین هدفهای آموزشی فلسفه آموزش وپرورش است.گروهی نیز بر این عقیده اند که امر تعلیم وتربیت مستقل از سیاست نمی تواند باشدو بنابراین،نگرشهای سیاسی –اجتماعی را منبع تعیین هدفهای آموزشی می دانند.
با توجه به نگرشهای مختلف ذکر شده، می تواند چنین نتیجه گرفت که هدفهای آموزش وپرورش هر جامعه بر اساس جهان بینی آن جامعه تعیین می شود؛زیرا آموزش وپرورش هر جامعه از فرهنگ وباورهای اجتماعی نشأت گرفته است وتحت تأثیر ارزشها وقضاوتهای سیاسی – اجتماعی قرار دارد. درنتیجه ،هدفهای آموزشی نمی تواند خارج ازارزشها،فلسفه وباور اجتماعی ونیازهای آن جامعه تعیین شود. از طرف دیگر ،عوامل متعددی ،از جمله زمیته های فرهنگی خانواده ها،علایق ،گرایشهاونیازها ومهارتهای قبلی فراگیران وموقعیت فیزیکی محیط های آموزشی ،نگرش مربیان ومتخصصان تعلیم وتربیت و وجود امکانات وتجهیزات مختلف ،می توانند در تعیین هدفهای آموزشی ،نقش مهمی داشته باشند .
منابع تعیین هدفهای آموزشی عبارت اند از:
1-نیاز فراگیران
بر اساس تعارف یادگیری وتدریس ،تمام تلاش نظام های آموزشی باید بر تبدیل رفتارهای نا مطلوب یا نسبتاً مطلوب شاگردان به رفتار ها وعمل کردهای مطلوب اجتماعی،فرهنگی وعلمی متمرکز شود.اگر تغییر رفتار شاگردان براساس پرورش تفکر ،گرایشها،ارزشهاومهارتهای عملی تعبیر وتفسیر شود ،باید به ویژگیهای شاگردان ،نظیر احتیاجات ،علایق وتوانایهای آنان ، اولویت خاصی داده شود.اغلب شاگردان در مقاطع وسنین خاص ،نیازهای شبیه به هم دارند .شناخت نیازهای شاگردان درسنین ومقاطع مختلف از مهم ترین کارهای است که معلم وطراح آموزشی باید به آن توجه داشته باشد.
2-نیاز جامعه
هدفهای تربیتی باید با توجه به احتیاجات ومشکلات اجتماعی تعیین شود .هنگامی که نیازهای جامعه به منظور تدارک وتنظیم هدفهای آموزشی مطالعه می شود ،باید وضع اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی جامعه را در زمان گذشته ،حال وآینده بررسی ،و هدف های آموزشی را بر اساس نیاز های آن جامعه تنظیم کرد.
3-دید گاه متخصصان
ماهیت وساخت دانش ودیدگاههای متخصصان یکی دیگر از عوامل تعیین کننده هدف های آموزشی است؛مثلاً برای تعیین هدفهای آموزشی درس روانشناسی یادگیری باید به یافته های جدید ،نظریه های نو و اصول وقوانین کشف شده توجه شود .
|
|